هتاكيهاي بيسابقه محمدرضا باهنر، نايب رئيس مجلس در گفتوگو با سايت خبري فارس گرچه در تثبيت اين مرحله از تقابل مدعيان اصولگرايي و دولت نقش ويژهاي داشت اما ورود به اين فاز چندي است از سوي چهرهها و منتسبان اين جريان آغاز شده است و علي مطهليدر جريان انحرافي را در رأس اين جريان ميداند يا رئيس دولت را؟ ميگويد: فكر ميكنم بامزهترين تعبير، حرف آقاي ذوالنور است كه اين دو تا لاله و لادن هستند و نميشود آنها را از هم جدا كرد. اشاره باهنر به اظهارات چندي پيش ذوالنور، بود كه گفته بود احمدينژاد و مشايي، لاله و لادن سياسي جداييناپذيرند.
باهنر اما در حالي اتهاماتش را به اظهارات ذوالنور مستند ميكند كه وي تا چندي پيش اظهار صريح اين مسئله را به مصلحت نميدانست و در مهر ماه گفته بود: «اين باور را ندارم كه رأس جريان انحراف رحيم مشايي بوده چون به موضوع ديگري اعتقاد دارم كه فعلاً مصلحت بيان آن نيست. به هر حال اين جريان به نام اين فرد نامگذاري شده است.»
باهنر پيش از اين هم گفته بود زماني كه گفتم به احمدينژاد رأي ندادم حدس ميزدم كه احمدينژاد زماني روبهروي آقا ميايستد.
اظهار نظر حسين فدايي،عضو شوراي مركزي جبهه متحد اصولگرايان مبني بر اينكه سناريوي جريان انحرافي ايجاد فضاي دو قطبي است و آنها ميخواهند هاشمي را مظهر طرفدار سرمايهداري و احمدينژاد را مظهر عدالتخواهي معرفي كنند كه اين تقسيم بنديها نشأت گرفته از انديشههاي شيطاني است را ميتوان گوشهاي ديگر از اين استراتژي ارزيابي كرد.
محمد نبي حبيبي، دبيركل حزب مؤتلفه اسلامي هم اظهار نظري در اين خصوص دارد، زماني كه ميگويد: يكي از آرزوهاي ما اين است كه رئيسجمهور كه از سران انحراف حمايت ميكند روزي از آنان تبري بجويد. در همين حال مهدي طائب، رئيس قرار گاه عمار چندي پيش ادعا كرده بود كه هركس از جريان انحرافي انتقاد كند فوراً بركنار ميشود.
وي مدعي شده بود كه مشايي نيامده تا مورد قبول كسي باشد بلكه آمده تا نظام جمهوري اسلامي را تخريب كند و متأسفانه احمدينژاد فكر ميكند اين فرد نيروي امام زمان(عج) است.
اسدالله بادامچيان از ديگر چهرههاي اين جريان است كه احمدينژاد را با قيد حال و سابق تفكيك ميكند و ادامه ميدهد: اصلاً ما به آقاي احمدينژاد الان چه كار داريم. ايشان بايد مراقب باشد كه اين دارو دستهاي كه به عنوان حاميان دولت به اسم پايداري و جريان انحرافي جمع شدند، خودشان را به ايشان نچسبانند. اگر ايشان از اينها حمايت كند، از نظر قانوني مرتكب جرم شده است.
در عين حال طيف گستردهاي از توليد محتوا در اين زمينه از سوي نمايندگان مجلس هشتم صورت گرفته، عوض حيدرپور، عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس چندي پيش گفته بود: اگر گروهي احمدينژاد را جداي از جريان انحرافي ميدانند كاملاً در اشتباه هستند، زيرا اين جريان در رأس دولت ايجاد شده و احمدينژاد و جريان انحرافي يكي هستند. اين فضاي غالب در مجلس، حتي ميدان را براي اعضاي فراكسيون اقليت هم فراهم ميكند تا آنها هم وارد گود شوند. مصطفي كواكبيان كه در اين دوره رهبري جريان اصلاحطلب را براي ورود به مجلس در اختيار گرفته در اين زمينه ميگويد: برخيها نميتوانند نام احمدينژاد را ببرند و در نتيجه ميگويند گروه انحرافي. مگر ميشود مشايي بدون اجازه احمدينژاد كاري انجام دهد.
در همين حال سيروس سازدار، يكي ديگر از اعضاي فراكسيون اقليت مجلس مدعي ميشود كه جريان انحرافي ساخته دست دولت است و فقط براي پذيرش اشتباهات دولت ايجاد شده است.
پاسخ دو پهلو به يك شبهه
اما جبهه متحد اصولگرايان به اين سؤال خود كه «نسبت دولت و جريان انحرافي چيست؟» اينطور پاسخ ميدهد: رئيس ستاد جبهه متحد اصولگرايان در نخستين نشست مطبوعاتي گفته است كه دولت را از جريان انحرافي جدا ميداند اين در حالي است كه آقاي احمدينژاد با تمام وجود از اين جريان حمايت ميكند و اصلاً خود او در كنار مشايي ليدر جريان انحرافي است. روابط عمومي اين جبهه گرچه در ظاهر ميگويد كه بين جريان انحرافي و دولت تفكيك قائل است اما مينويسد: اين جريان سعي دارد توان دولت را فرسايش داده و با مساوي كردن ماهيت خود با كل بدنه دولت موجب فاصله گرفتن مردم از دولت و از بين بردن سرمايه اجتماعي به دست آمده شود. اسماعيل كوثري، رئيس كميته اقشار جبهه متحد نيز ميگويد: به هر حال احمدينژاد به سران اين جريان اطمينان دارد و چون اطمينان دارد نميتوان او را از جريان انحرافي جدا كرد و اعتقادي كه احمدينژاد به اين طيف دارد جداسازي را سخت ميكند.
از ادعا تا تشخيص و درمان
در اين ميان برخي حتي از اين فراتر رفته و بيماري رئيس جمهور و دولت را سرطان تشخيص دادهاند. در اين زمينه همانطور كه حميدرضا ترقي، عضو شوراي مركزي حزب مؤتلفه جريان انحرافي را تومور مغزي احمدينژاد دانسته بود، ذوالنور جاي اين تومور را نزديك به نخاع و مغز دولت و نيازمند شيمي درماني تشخيص داده و پيش از اين دو، سيد نظامالدين موسوي، مدير عامل سايت خبري فارس پيشبيني كرده بود كه جريان انحرافي مانند يك تومور سرطاني ريشههاي دولت را نشانه گرفته است. جستوجويي در ميان اظهار نظر چهرههاي ريز و درشت اين جريان سياسي نشان ميدهد كه كمتر كسي است كه در ماههاي گذشته از اين قافله عقب مانده باشد.
صادق كوشكي، از ديگر فعالان سياسي اصولگرا كه دستاندركاران صدا و سيما نيز شديداً به وي علاقهمند هستند، چند ماه پيش عنوان كرده بود كه اصلاً قائل به يك جريان انحرافي نيست و شخص محمود احمدينژاد يعني انحراف و جريان انحرافي!
سجاد صفار هرندي، فرزند حسين صفارهرندي هم در وبلاگش مينويسد: تفكيك قائل شدن ميان احمدينژاد و مشايي هم اگر دو سال پيش محلي از اعراب داشت، سوگمندانه، اينك فقط اسباب مضحكه را فراهم ميكند.
بررسي همراه با تأمل اين منظومه اظهارات درخصوص يكي بودن رئيس جمهور با جريان موهومي كه ساخته و پرداخته همين رسانهها و اشخاص است، نشان از اين مهم دارد كه استراتژي پيچيده و تودرتوي جريان مدعي اصولگرايي وارد مرحله بعدي خود شده است، مرحلهاي كه طي آن ديگر تلاشي براي جدايي ميان احمدينژاد و جريان موهوم انحرافي نخواهد شد و برعكس رئيس جمهور را مساوي جريان انحرافي و جريان انحرافي را مساوي رئيس جمهور قلمداد خواهند كرد. در اين مرحله، طراحان ديگر ملاحظات قبلي را ندارند و با فراغ بال بيشتري ميتوانند به دولت و خدماتش بتازند.
اما وعده الهي همواره بر دفاع از حقمداران بوده كه «ومكروا و مكراله والله خيرالماكرين»
نظرات شما عزیزان: